168 روز از جنایت آمریکا در مدرسه میناب گذشت
به یاد 168 قربانی مدرسه شجره طیبه میناب
به یاد قربانیان مدرسه شجره طیبه میناب
روایت پرواز فرشته گان میناب
صبح روز شنبه، نهم اسفند ۱۴۰۴، مدرسه شجره طیبه در میناب مثل هر روز دیگری آغاز شده بود. مثل هر روز دیگر در هر جای دیگر کرۀ زمین که صبح، مدرسهها باز میشود. دانشآموزان خودشان را سر ساعت مقرری میرسانند. آن روز، زنگ کلاس اول به صدا درآمده بود، دفترها و کتابها روی میزها باز بودند. حتماً سر و صدای بچهها در کلاسها و راهروها میپیچید. همه چیز عادیتر از آن بود که روز آخر زندگی آن بچهها باشد. هیچ کس فکرش را نمیکرد.
آن روز، روی دیگرش را داشت نشان شهر میداد. آمریکا و اسرائیل حملهای هماهنگ به ایران آغاز کرده بودند و صدای انفجار از نقاط مختلف شهرها به گوش میرسید. در میناب، مدیران مدرسه با شنیدن خبر حمله، تصمیم گرفتند کلاسها را زودتر تعطیل کنند. معلمان پشت خط تلفن، یکییکی با خانوادهها تماس گرفتند: «آقا! خانم! بیایید و بچهها را ببرید، زودتر.»
پدر و مادرها دست از کار کشیدند و به سمت مدرسه روانه شدند. اما فرصت کم بود. در همان دقایقی که والدین در راه بودند، نخستین موشک کروز تاماهاوکِ آمریکایی به ساختمان مدرسه اصابت کرد. صدای انفجار حیاط را لرزاند. تعدادی از دانشآموزان توانستند خودشان را از کلاسها بیرون بکشند و به حیاط بدوند. اما دقایقی بعد، موشک دوم آمریکا فرود آمد. اینبار ساختمان تاب نیاورد. سقف کلاسهای دخترانه فروریخت و آوار روی سر دانشآموزان، معلمان و همان والدینی که تازه رسیده بودند تا فرزندانشان را ببرند، خراب شد.
نتیجۀ آن حملۀ مظلومانه پرپر شدن ۷۳ دانشآموز پسر، ۴۷ دانشآموز دختر، ۲۶ معلم و عضو کادر آموزشی، ۷نفر از والدین شامل ۴ پدر و ۳ مادر، یک راننده و یک جنین ششماهه شد. حملهای که مجموعاً ۱۵۵ نفر قربانی داشت. فاجعۀ مدرسه شجره طیبه میناب، به مرگبارترین حمله علیه یک مرکز آموزشی در این جنگ تبدیل شد. تصاویری که از میان آوار مدرسه ویرانشده منتشر شد، توسط نیویورکتایمز، واشینگتنپست، رویترز و گروههای راستیآزمایی مستقل بررسی و تأیید شد؛ هیچ شکی در اصالت آنها باقی نماند.
در میان بازماندگان، یکی از دانشآموزان بعدها از لحظهای گفت که هرگز فراموشش نمیکند: دوستش آرش، از روی جورابهایش شناسایی شده بود؛ چون از بدنش چیز دیگری باقی نمانده بود.
از میان قربانیان، سرنوشت ماکان نصیری، دانشآموز کلاس اولی، از همه دردناکتر ماند. صبح آن روز، مادرش ساعت شش بیدار شده بود تا لباسهایی را که شب قبل شسته بود، برایش اتو بزند. ماکان متولد ۹ اسفند سال ۱۳۹۷ بود. یعنی آن روز تلخ، دقیقاً روز تولد او بود. میتوان حدس زد که روز تولد پسری هفت ساله، چگونه روزی است؟ روزی که از صبحش برای تمام شدن مدرسه لحظه شماری میکرد تا به خانه برود. کادوهایی که انتظارش را میکشیدند و …
در کلاس ماکان، ۲۳ دانشآموز بودند که چهار نفرشان آن روز به مدرسه نرفته بودند؛ از باقی، همگی مظلومانه جان باختند. پیکر همهشان، جز یک نفر، پیدا شد. تنها پیکری که هرگز پیدا نشد، پیکر ماکان بود. نتیجه تست DNA پدرش هم منفی اعلام شد. پدرش هفتهها به محل حادثه سر زد و کاور پیکر بچهها را یکییکی نگاه کرد، به این امید که پسرش را در میانشان بیابد. اما ماکان هرگز پیدا نشد؛ نه در سردخانه، نه در هیچجای دیگر.
داستان دیگری که کمتر شنیده شده، سرنوشت امیرعلی بود. پدرش، نگران فرزندش، خودش را به مدرسه رسانده بود تا او را ببرد. اما همان لحظه که در حیاط مدرسه ایستاده بودند، موشک نخست فرود آمد؛ پدر و پسر، در کنار هم، جان باختند. تنها نشانهای که از آن دو در حیاط باقی ماند، یک لنگه کفش پدر بود که بعدها روی زمین پیدا شد.
سرنوشت صالح عباسی، پسری ۱۱ ساله و دانشآموز کلاس پنجم، هم داستانی جداگانه دارد. صالح هر روز از روستایشان، حدود بیستوپنج دقیقه با میناب فاصله داشت، با سرویس مدرسه به کلاس میرفت. روز حادثه، بیشتر همکلاسیهای صالح بهموقع از مدرسه خارج شدند، اما سرویس او بهخاطر ترافیک سنگین دیر رسید. صالح نگران بود؛ با اجازه معلمش به طبقه بالا رفت تا کنار زنداییاش، خانم انسیه کریمی، معلم پایه ششم، بماند. لحظاتی بعد، موشک به همان بخش از مدرسه اصابت کرد و صالح و زنداییاش با هم جان باختند. مادرش تا ساعتها امید داشت پسرش را زیر آوار زنده پیدا کنند، اما همان شب، پیکرش از روی لباس و نشانههای بدنی شناسایی شد.
خانم فاطمه کریمی، مادر صالح، در این حادثه چهار نفر دیگر از نزدیکانش را هم از دست داد؛ سه دانشآموز و دو معلم از یک طایفه، در یک روز. انسیه کریمی، زندایی صالح، دو فرزند دوقلوی سهونیمساله از خود بهجا گذاشت. خانم کریمی میگوید از آن روز با خودش عهد کرده برای آن دو کودک، جای مادرشان را پر کند؛ چون صالح آخرین لحظات زندگیاش را کنار مادرشان گذرانده بود.
در دوازدهم اسفند ۱۴۰۴ (سوم مارس ۲۰۲۶)، در مراسم تشییع قربانیان که در میناب برگزار شد، هزاران نفر، از جمله خانوادههای داغدار و مقامهای محلی، شرکت کردند تا کودکانی را که دیگر هرگز به مدرسه برنمیگشتند، بدرقه کنند.
ماهها گذشت، اما پاسخی از سوی آمریکا نیامد. نزدیک به چهار ماه پس از حمله، به گزارش گاردین، پنتاگون هنوز هیچ توضیحی درباره اینکه چرا ارتش آمریکا در نخستین روز جنگ یک موشک کروز تاماهاوک را به دبستان شجره طیبه شلیک کرد، ارائه نداده بود. مجله اینترسپت بعدها گزارش داد که یک بررسی محرمانه پنتاگون خودش تأیید کرده که این حمله کار ارتش آمریکا بوده، اما نتیجه آن هرگز بهطور کامل منتشر نشد. شبکه سیانان نیز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که فرماندهی نظامی آمریکا ماههاست از صدور دستور بررسی رسمیبرای روشنشدن ابعاد این حمله خودداری میکند.
حتی گروهی از سناتورهای آمریکایی، به رهبری کریستن جیلیبرند، از وزارت دفاع خواستند نسخهای غیرمحرمانه از نتایج تحقیقات را منتشر کند؛ اما دولت دونالد ترامپ و وزیر دفاعش پاسخ روشنی نداد و به گفته گاردین، بهنظر میرسید تلاش میکنند ابعاد یکی از بزرگترین اشتباهات نظامی آمریکا در دهههای اخیر را از افکار عمومیپنهان نگه دارند.
اما برای خانوادههای میناب، هیچ گزارش محرمانهای فرزندانشان را برنمیگرداند. حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب، با جان باختن دهها کودک و معلم، یکی از تلخترین و مرگبارترین جنایتهای این جنگ علیه غیرنظامیان بود؛ فاجعهای که خاطرهاش، در قاب خالی نیمکتهای آن کلاسها و در سکوت اتاقهای خالی خانههای میناب، هرگز پاک نخواهد شد.
جهت کسی اطلاعات بیشتر و ارسال دلنوشه برای کودکان میناب به لینک ذیل رجوع نمایید
http://minabmemory.com